تماس با ما صفحه نخست نقشه سایت

جزییات مطلب

تاریخ ایجاد: سه شنبه 06 بهمن 1396 تعداد بازدید: 157 تعداد نظرات ارسالی: 0 نویسنده: sadeghi
خاطره از دوره انقلاب

دهه فجرنویسنده: مدیریت فرهنگی و اجتماعی مرکز - ۱۳۹۶/۱۱/۱۵ 

 

در ایام پر التهاب مبارزه مردم برای پیروزی انقلاب اسلامی صحنه های بی بدیلی می دیدم...دانش آموزی کنجکاو و پرسشگر بودم
برادر بزرگم طلبه بود و از صحبت های اش متوجه شدم تحولاتی بزرگ در پیش خواهد بود....از روحانی نمایی می گفت که فعالیت های طلبه ها را به بیرون از حوزه گزارش می داده و او هم حسابی از خجالتش در آمده...
از قم و تهران مهمانانی به منزل پدری می آمدند و ....یک شب منزل برادرم مرتضی صدای پرصلابتی را شنیدم ...رفتم داخل ...یک ضبط صوت قدیمی با نوارهای بزرگ مغناطیسی ....سخنرانی آیت الله خمینی را پخش می کرد ،برادرم رضا(شهید)و شوهر خواهرم و پسر عمه ام آنجا بودند ...نوارها را از تهران آورده بودند....حسین آقا (افسر نیروی هوایی)ساکن تهران بود... 
بعضی روزها می رفتیم مشهد و تانک ها به شهر چهره جنگی داده بودند و همه جا صدای الله اکبر و مرگ برشاه....دستم توی دست برادرم(شهید)بود،...او دبیرستانی بود و توی دبیرستان شان شلوغ کرده بودند و تظاهرات را به داخل شهر کشانده بودند...
گاهی در مسیر رفتن به مسجد جامع(کتابخانه) کسی جلوی ما را (من و دکتر مجید صفدری) می گرفت
بگو خمینی هستی یا شاهی؟! 
مجبور بودیم از کوچه پس کوچه هابرویم تا به بچه های قلدر .‌..برنخوریم
اما بلاخره گیر افتادیم
گفتند بگو جاوید شاه* من مجید گفتیم جاوید شاه ...چند قدم که دور شدیم گفتیم کدوم شاه؟ شاه ما خمینیه رهبر ما خمینیه *خنده کنان از محدوده دور شدیم...

حسن صادقی یونسی

print